یکشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۵

وزارت دادگستری تاجیکستان از دادگاهی در این کشور خواسته است که فعالیت دفتر محلی "کمیته امداد امام خمینی" را متوقف کند.

وزارت دادگستری تاجیکستان از دادگاهی در این کشور خواسته است که فعالیت دفتر محلی "کمیته امداد امام خمینی" را متوقف کند.
این وزارتخانه مدعی است که این سازمان خیریه ایرانی مقررات آیین‌نامه خود و قوانین تاجیکستان درباره اتحادیه‌های اجتماعی و سازمان‌های غیردولتی را نقض کرده، هرچند جزئیات این قضیه روشن نیست.
به گفته یک مسئول اداره ثبت اتحادیه‌های اجتماعی و سازمان‌های غیردولتی وزارت دادگستری تاجیکستان، قرار است هفته آینده دادگاه ناحیه اسماعیل سامانی شهر دوشنبه، پایتخت، این قضیه را بررسی کند. دادگاه نسخه‌ای از درخواست وزارت دادگستری را در اختیار مسئولان دفتر کمیته امداد امام خمینی گذاشته است.
در همین حال، دفتر مرکزی کمیته امداد امام خمینی در شهر دوشنبه بسته است. قبلا برخی از رسانه ها خبر داده بودند که فعالیت این سازمان در تاجیکستان متوقف شده است. ولی به گفته مسئولان وزارت دادگستری، بر اساس قوانین تاجیکستان فعالیت سازمان های اجتماعی را تنها خود این سازمانها یا دادگاه می تواند متوقف کند.
کمیته امداد امام خمینی یک سازمان خیریه ایرانی است که ۲۰ روز پس از انقلاب اسلامی آن کشور در سال ۱۳۵۷ تاسیس شده و " تحقق بخشیدن به اهداف عالیه نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه در حمایت و امداد محرومان و مستضعفین و خودکفا کردن آنان" را از اهداف اولیه خود می‌داند.
این سازمان به جز تاجیکستان دفاتری در افغانستان، لبنان، سوریه، عراق، کومور و
جمهوری آذربایجان دارد.
دفتر محلی این سازمان در تاجیکستان از سال ۱۹۹۶ به این سو فعال شده و بیشتر به تاسیس مراکز آموزش هنرهای دستی و کمک به معلولان و سالمندان، افراد کم‌بضاعت و یتیم‌خانه‌ها مشغول بوده است. این سازمان همچنین در گذشته جشن‌های عروسی مشترک برای زوج‌های جوان از خانواده‌های نادار برپا کرده است.
برخی از صاحب نظران درخواست وزارت دادگستری تاجیکستان از دادگاه برای قطع فعالیت کمیته امداد امام خمینی در این کشور را به تیرگی روابط دوشنبه و تهران مرتبط می‌دانند.
روابط تاجیکستان و ایران از اوایل دی‌ماه سال گذشته پس از دعوت مقامات ایرانی از محی‌الدین کبیری رهبر حزب ممنوع شده نهضت اسلامی تاجیکستان و دیدار او با آیت الله خامنه‌ای، به سردی گراییده است.
آن زمان وزارت خارجه تاجیکستان سفیر ایران را احضار کرده و یادداشتی اعتراضی به او سپرده بود.
این در حالی است که اختلاف نظرهایی بین تهران و دوشنبه بر سر پول‌های هنگفت بابک زنجانی، سرمایه‌دار ایرانی، که در تاجیکستان سرمایه‌گذاری کرده بود، پیشتر از این رویدادها وجود داشت.
ایران در گذشته از سرمایه‌گذاران اصلی طرح‌های بزرگ اقتصادی دولت تاجیکستان بوده و از جمله تونل "استقلال" در راه دوشنبه- خجند و نیروگاه "سنگتوده ۲" در جنوب تاجیکستان را ساخته است.

چهارشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۹۵

بازگشت ثانوی عیسی مسیح یعنی چه؟

بازگشت ثانوی عیسی مسیح امید ایمانداران است که خدا همه چیز را تحت کنترل دارد، و به وعده ها و نبوت های که در کلامش است وفادار می باشد. در ظهور اولیة او، عیسی مسیح مثل یک نوزاد در آخوری در بیت لحم به زمین آمد، درست همانطور که نبوت شده بود. عیسی خیلی از نبوتهای راجع به مسیح را در زمان تولد، زندگی، خدمت، و مرگ و قیامش کامل کرد. بهر حال، نبوتهایی دربارة مسیح هست که باید به انجام برسند. در ظهور ثانوی مسیح این نبوتها تکمیل خواهند شد. در این ظهور اولیه، عیسی خادم سختی کشیده بود. در ظهور ثانویه، عیسی پادشاه فاتح خواهد بود. در ظهور اولیه، عیسی در خاکی ترین شرایط به زمین آمد. در ظهور ثانوی، عیسی با ارتشی از بهشت در رکا بش خواهد آمد.

بعد از اینکه عیسی به آسمان صعود کرد، فرشتگان به شاگردان گفتند، "گفتند ای مردان جلیلی چرا ایستاده بسوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد باز خواهد آمد." (اعمال 1: 11). زکریا 14: 4 محل بازگشت ثانوی او را کوه زیتون اعلام می کند. متی 24: 30 می گوید، "آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آنوقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم می آید." تیطس 2 :13 بازگشت ثانوی را "تجلی جلال" می خواند.

انبیای عهد عتیق بین این دو ظهور خط مشخصی را نکشیدند. این در اشعیا دیده می شود 7: 14 و 9: 6-7 و زکریا 14: 4. در نتیجة اینکه بنظر می آید نبوتها از دو نفر صحبت می کند، خیلی از مفسران یهودی باور دارند که نبوتها دربارة مسیح زجر کشیده و مسیح فاتح هستند. چیزی که آنها اشتباه می کنند این است که فقط یک مسیح وجود دارد و این مسیح همة نبوتها را تکمیل خواهد کرد. عیسی نقش خادم زجر کشیده را در ظهور اولیه اش بکمال رسانید (اشعیا باب 53). و عیسی نقش رهانندة اسرائیل و پادشاه را در آمدن ثانویش به اتمام می رساند. زکریا 12 : 10 و مکاشفه 1 : 7، آمدن ثانوی او را توضیح می دهند در حالیکه به عقب می نگرند، یعنی زمانی که عیسی مصلوب شده بود. و اسرائیل، و تمام دنیا، برای اینکه مسیح را درظهور اولیه اش قبول نکردند سوگواری خواهند کرد.

از بازگشت ثانویه با جزئیات مفصل در مکاشفه 19: 11-16 صحبت شده است. "و دیدم آسمانرا گشوده و ناگاه اسبی سفید که سوارش امین و حق نام دارد و بعدل داوری و جنگ می نماید. و چشمانش چون شعلة آتش و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچکس آنرا نمی داند. و جامة خون آلود در بر دارد و نام او را کلمة خدا می خوانند. و لشگر هائیکه در آسمانند بر اسبهای سفید و بکتان سفید و پاک ملبس از عقب او می آمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون می آید تا به آن امتها را بزند و آنها را بعصای آهنین حکمرانی خواهد نمود و او چرخشت خمر غضب و خشم خدای قادر مطلق را زیر پای خود می افشرد. و بر لباس و ران او نامی مرقوم است یعنی پادشاه پادشاهان و رب الارباب."

کسی بر ما ولایت ندارد


آیا رهبر جمهوری اسلامی از خدا تقاضا مرگ میکند چون این همه جوان را شهید کرده زیر خاک دفن شده اند
 

دانشگاه برزخ.... از زهرا دری

دانشگاه برزخ.... از زهرا دری
اینجا کلاس برزخ جدیده
رنگ تمام مرده‌ها پریده
عرب، عجم، ترک و بلوچ و لاتین
راست و چپ و بالا و زیر و پایین
پیر و جوون، اما همه مذکر
ایرانیاش، تمامشون مجرد
فرشته اومد با دوبال توری
لپاش گلی، ناز و گوگور مگوری
گف به همه: "خوش اومدید به برزخ
اینجا هم آتش داره، هم آب یخ
در این کلاسی که دارید اقامت
مبانی ِ برزخ ِ تا قیامت
ارائه می‌شه تا مگر بتونید
تابلوهای هدایتو بخونید
با خوندن تابلوهای هدایت
رد می‌شین از رو پل، زهی سعادت!"
گف پیرمردی که: "قبولی می‌دن؟!
مثل زمین مدرک پولی می‌دن؟!
تو دنیا کنکور می‌دادم تو هر سال
رد می شدم، لبم می‌زد یه تبخال!
یه تیکه بیسکویت می‌دادن که من هم
به خاطرش تو امتحان می‌رفتم!
اونقده تبخال زدم و پکوندم
تا خودمو به این طرف رسوندم!"
گف یه نفر: "مدرکو ول کن عمو!
سوالهای خوب و اساسی بگو
مدرک و پست و این چیزا تو برزخ
فایده نداره پیرمرد بدبخ...!"
که ناگهان یه روح دندون طلا
به راه مستقیم رسید به اونجا
گف یه نفر: "بازم داریم مکافات
اینجا نیا ارواح خاک بابات!
تو دنیا ما به هر طرف می‌رفتیم
حتی اگه اخر صف می‌رفتیم
یکی از اینها خودنمایی می‌کرد
برای نسل ما خدایی می‌کرد
اگر نظر می‌دادی در سیاست
فوری می‌بردنت توی حراست
موسیقی و واسه همیشه کشتن
سینما را از توی گیشه کشتن
فکرای باز و پر فروغ و بستن
تو برزخم مهره‌ی کاری هستن؟!
آخ نکنه استاد بینش اینه؟
مسئول فُرمای گزینش اینه؟! "
فرشته گف: "نه! اون هم از مرده‌هاس
همین حالا جون داده بچه ملاس!
اونم میاد این آخرا می‌شینه
مفهوم زیبای عدالت اینه"
گف یه نفر به حضرت فرشته:
" گرممه من زیاد شُُدُم برشته
از آب یخ به مُ می‌دید یه لیوان
به حرمت بِچِه‌های آبادان؟! "
به جای اون فرشته‌هه یه آقا
گف به طرف: "بذار واسه مبادا
ولک نخور آب و بکن صبوری
هرکسی آب خورده می‌خواد یه حوری!
توقعت زیاد می‌شه به سرعت
مثال نرخ سود بانک دولت!"
تا عربه شنید مکالماتُ
بحث و کشوند به سمت مومناتُ!
با شادی گف: "وقتی که ما می‌میریم
تو برزخم می‌شه که زن بگیریم؟! "
یک پسر ریش بزی قد دراز
با کفن فانتزی یقه باز
گف به عرب: "چن تا گرفتی شرعی
چاهار تا اصلی، هفل هشتا فرعی
بسه بابا چقد می‌خوای زن و حور؟
دیگه تموم شد اومدی توی گور!"
گف عربه: "چشت در اد! می‌تونم
اَنا واسه اِمرَاَت آویزونم
اَلَم تَرَ... نمی‌دونی ... چه کَیفَ؟!
مونث و نمی‌ولم که حَیفَ!
مومنةُ المحسنةُ الکریمه
حلیمةُ الحفیظةُ الحکیمه!"
گف پسر ریش بز فوق العاده:
" یه واحد تنظیم خانواده!
اگر که پاس می‌کردی توی دنیا
جون نمی‌دادی تو برای زنها"
گف عربه: " برو بمیر قمپزی!(1)
عقده‌ای مجرد ریش بزی!
اََحَبُ الاَعمالِ من ازدواجه
مشکل تو نداشتن مزاجه! "
یهو زنی سفید و آمریکایی
از کریدور، با موهای طلایی
چشمکی زد تا عربه ولو شد
عرب می‌دونه که عرب چطو شد!
داد زد و گف: " اَحسَنَهُم جمالش!
برزخ و اعمالم‌ و بی‌خیالش!"
مثل کدو از روی نیمکت افتاد
انگاری بی‌جنبه دوباره جون داد
***
فرشته‌هه اخماشو توی هم کرد
نگاهی کرد به اون همه مُرده مَرد!
گف که: " چقد بی‌ادبین شماها
یه ف می‌گم شما می‌رید کجاها؟!
این بابا آب می‌خواد اگه بذارید
رحم و مروت ز چه رو ندارید؟! "
گف یه نفر که تیپ و ظاهری داشت
واسه خودش استیل شاعری داشت:
" فرشته‌ها زنن، زنا فرشته
رو سر در سینماها نوشته
واسه شما بحث می‌کنن جماعت
چی کار دارن به برزخ و قیامت؟!
این عرب و ندیدی که ول افتاد؟
چون که چشاش به روی خوشگل افتاد
مردای رو زمین که زن ذلیلن
تمامشون بچه‌ی یک قبیلن
درسته که مُردن و جون ندارن
فک می‌کنی قلب و زبون ندارن؟
زنده باشن یا وقتی در مماتن
تمامشون عاشق و مبتلاتن!
وقتی هم عزرائیلو می‌پذیرن
به خاطر فزشته‌ها می‌میرن!"
فرشته گف: "مردای هم قبیله!
پاشید برید، کلاستون تعطیله
اینجا کسی نکرده مجبورتون
یالله همه برید توی گورتون! "
(1) در این صحنه به علت جوگیر شدن حرف "پ" را به کار برده است!
زهرا دری
برای دیدن ویدیو اینجا کلیک کنید