پنجشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۴

نگرشی بر الاهیات کتاب مکاشفه

نگرشی بر الاهیات کتاب مکاشفه
نوشتۀ ریچارد بوکام                                                      
مترجم: نادر فرد
انتشارات ایلام
شابک ۸-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۰۸-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۰۸۱۹۶-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۷۸
بها: ۷٫۵۰ پوند
  

مکاشفه، کتابی اسرارآمیز؟

بار اول که مکاشفه را خواندم به‌‌یاد حماسه‌‌های یونان باستان و خیالپردازی‌‌های شاعرانۀ شاهنامه افتادم. حس کردم به دنیایی عجیب و غریب پا گذاشته‌‌ام که تقریباً هیچ چیز از آن نمی‌‌دانم، مثل آلیس در سرزمین عجایب! و این شرح حال خوانندگان کتاب مکاشفه است. ولی با مطالعۀ بیشتر کتاب‌‌مقدس، تفاسیر و آشنایی با آثار مکاشفه‌‌ای یهود توانستم مشعلی بیابم و راه خود را در پیچ و خم تصاویر سمبولیک و صحنه‌‌پردازی‌‌های کتاب مکاشفه پیدا کنم. مطالعۀ کتاب "نگرشی بر الاهیات مکاشفه" نیز در این راه بسیار مفید واقع شد.
آقای ریچارد بوکام، پرفسور در زمینۀ مطالعات عهدجدید، در این کتاب کم‌‌حجم و پربار خواننده را با سبک نگارش، دنیای سمبولیک و نیز پیام کتاب مکاشفه آشنا می‌‌کند. او در ابتدا کتاب مکاشفه را از سه دیدگاه می‌‌نگرد: مکاشفه، نبوت و نامه. سپس به شرح هر یک می‌‌پردازد و ریشه‌‌های یهودی و باستانی این سبک‌‌ها را ردیابی می‌‌کند. خوانندۀ اثر او درمی‌‌یابد که مکاشفه نه تافته‌‌ای جدابافته و ناشناخته بلکه نوشته‌‌ای است در تداوم و هماهنگی با نوشته‌‌های مکاشفه‌‌ای یهودی، و به یک معنی نقطۀ اوج و کمال آنها.
کتاب مکاشفه خطاب به هفت کلیسای استان آسیا (ترکیۀ امروزی)، نه فقط پیام تسلی و پایداری است بلکه بر این نکته اذعان دارد که خالق و صاحب و سلطان این جهان کیست. صحنۀ جنگ و نبرد تاریکی و شریر (که رُم مظهر آن بود) علیه خدا و مسیح اوست، که در آن خدا از طریق قربانی مسیح و شهادت دادن بر حقیقت فاتح و پیروز می‌‌شود. کتاب مکاشفه تأیید پیروزی حقیقت بر کذب است. مسیح، برۀ خدا با جانفشانی و قربانی خود نه فقط این پیروزی را به‌‌بار می‌‌آورد بلکه پیروانش را نیز در آن سهیم می‌‌سازد. آنان که در رنج مسیح شریک و سهیم می‌‌شوند در پیروزی او و در اعلان این پیروزی و نجات بر دیگر امت‌‌ها نیز سهیم می‌‌گردند.
نویسندۀ کتاب شرح می‌‌دهد که یوحنا نجات را موهبتی تثلیث‌‌محور می‌‌داند و این‌‌را در عبارات آغازین مکاشفه ذکر می‌‌کند. سپس بر الوهیت مسیح تأکید می‌‌گذارد و در همان ابتدای کتاب با ذکر عبارات «منم الف و ی» ذهن خواننده را معطوف می‌‌سازد به اینکه خودِ خدا ناطق است.
در فصلی دیگر بدین می‌‌پردازد که مسیح نه فقط «الف و ی» بلکه «اول و آخر» بود، آنکه «مرده بود لیکن زنده شد». او نه فقط در حیات و ذات الاهی سهیم بود بلکه با مرگ و قیام خود سرآغاز خلقتی نوین شد. بررسی دقیق مکاشفه نشانگر آن است که مسیحیان مخاطب یوحنا پرستش مسیح را جزو پرستش وحدانی یهودی می‌‌دانستند و موضوع اولوهیت او برای‌‌شان تبیین شده بود. نیایش و پرستش «بره» در بطن و رأس عبادات کلیسایی مسیحیان اولیه قرار داشت.
نویسنده در فصل چهارم به اهمیت اعداد و ارقام در کتاب مکاشفه اشاره می‌‌کند و شرح معقول و جامعی از آنها ارائه می‌‌کند. سپس به چگونگی گسترش پادشاهی خدا میان ملل می‌‌پردازد و در پایان نیز کاربرد کتاب مکاشفه برای زمان حال را شرح می‌‌دهد. اگر خواننده سبک ادبی، نمادها و تصاویر سمبولیک، اعداد و در نهایت پیام کتاب مکاشفه را به‌‌طرز صحیحی درک کند قطعاً با کاربرد آن برای روزگار خود نیز آشنا خواهد شد.
مطالعۀ این کتاب دریچه‌‌ای به روی من گشود تا کتاب مکاشفه و اهمیت آن را بهتر درک کنم، و همین نیز انگیزه‌‌ای شد برای ترجمۀ آن. بنده مطالعۀ این کتاب را به عموم هموطنان مسیحی پیشنهاد می‌‌کنم با این امید که مفید واقع گردد.

فلسفه و ایمان مسیحی

فلسفه و ایمان مسیحی
نویسنده: دکتر کالین براون
مترجم: کشیش طاطه‌‌ووس میکائلیان
انتشارات ایلام
شابک ۲-‏‏‏‏‏۰۰-‏‏‏‏‏۹۰۸۱۹۶-‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏۹۷۸
بها: ۹ پوند

«آتن را با اورشلیم چه کار است؟ کلیسا را با آکادمی چه کار است؟» شاید ترتولیان در همین سؤال اعتراض‌‌آمیز، دیدگاهی را دربارۀ فلسفه خلاصه کرد که نه تنها نظر او بلکه لااقل نظر جمعی از پدران کلیسا و مسیحیان دربارۀ فلسفه بود، و -‏‏‏‏ شاید -‏‏‏‏ هنوز هم هست! همان‌‌گونه که می‌‌دانیم، آتن و آکادمی در واقع اشاره به فلسفۀ یونان هستند و اورشلیم، زادگاه کلیسا و نمادی از ایمان مسیحی. تاتیان، یکی دیگر از الاهیدانانِ اولیۀ کلیسا نیز با لحنی طعنه‌‌آمیز می‌‌گوید: «شما از فلسفه چه خیری دیده‌‌اید؟» یاکوپونه هم در شعر خود می‌‌گوید: «دریغا که آتن، آسیزی را ویران کرد» باز نماد فلسفه را در تقابل با نماد عرفان و ایمان مسیحی می‌‌یابیم. خوانندگان حتماً آسیزی را از عنوان قدیسْ فرانسیس آسیسی به‌‌خاطر دارند. اما مسئله این است که نگرش کلیسا به فلسفه تنها در دیدگاه ترتولیان و تاتیان و غیره خلاصه نمی‌‌شود. در مقابل اینها، افرادی چون ژوستین و اوریجن و آگوستین و آنسلم را هم داریم که نه تنها فلسفه‌‌ستیز نبودند بلکه می‌‌کوشیدند تا اصول ایمان خود را در قالب نظام‌‌های فلسفی بزرگ بیان کنند، گو آنکه اولویت را به اصول ایمان می‌‌دادند. چه کسی می‌‌تواند آثار آگوستین، به‌‌ویژه اعترافات او را بخواند و رد پای فلسفۀ افلاطون و پلوتینوس (افلوطین) را در آن نیابد، مگر آنکه از این دو فیلسوف بی‌‌خبر باشد. البته این مثال‌‌ها از صدر مسیحیت و قرون وسطیٰ بود. به فلسفۀ دوران مدرن و دوران معاصر هم که می‌‌رسیم باز نمونه‌‌هایی از تعامل و تقابل فلسفه و ایمان مسیحی می‌‌بینیم، هم در دنیای کاتولیک و هم در دنیای پروتستان. کوتاه سخن آنکه، رابطۀ مسیحیت و فلسفه را هرگز نمی‌‌توان در یک قالب مشخص محدود کرد و شاید بهتر باشد رابطۀ این دو را آمیخته‌‌ای از مهر و کین بدانیم و طیفی برای آن در نظر بگیریم، طیفی که در یک منتهای آن فلسفه‌‌ستیزی افراطی است -‏‏‏‏ پای استدلالیان چوبین بود -‏‏‏‏ و در منتهای دیگر آن، قائل شدن به چنان قرابتی میان فلسفه و ایمان مسیحی است که گویی اینها دو نهرند از سرچشمه‌‌ای واحد. کتاب فلسفه و ایمان مسیحی کوششی است برای تبیینِ رابطۀ این دو در فراز و نشیب‌‌های تاریخی‌‌شان. این کتاب بی‌‌آنکه مدعی جامعیّت باشد، دورۀ زمانی گسترده‌‌ای را در نظر گرفته و کوشیده است تا رابطۀ فلسفه و ایمان مسیحی را در آن بررسی کند، چنان‌‌که از قرون وسطیٰ با آگوستین و آنسلم و آکویناس آغاز می‌‌شود و تا دوران معاصر پیش می‌‌آید و به فلسفه‌‌های تحلیلی و زبانی می‌‌رسد. نویسنده ابتدا به‌‌‌‌طور اجمال فیلسوفان برجستۀ هر دوره، یا لااقل فیلسوفانی را که از نظر او شایستۀ بررسی هستند، معرفی می‌‌کند، مختصری از نظام فکری‌‌شان می‌‌گوید و اُمهات دیدگاه‌‌های آنها را بیان می‌‌کند؛ آنگاه نقد و نظر خود را ارائه می‌‌دهد. سپس به معرفی الاهیدانانی می‌‌پردازد که دستگاه الاهیاتی خود را یا بر این نظام‌‌ها سوار کرده‌‌اند یا به مخالفت و تقابل با آنها برخاسته‌‌اند. در پایان نیز، به ریسمان‌‌هایی که در مقدمۀ کتاب آزاد گذاشته بود بازمی‌‌گردد و حال که تمام گفتنی‌‌های خود را گفته، آنها را گره می‌‌زند تا طرحی پیش روی خواننده از رابطۀ فلسفه و ایمان مسیحی قرار دهد. دربارۀ کتاب باید گفت که روان و خواندنی و به‌‌دور از پیچیدگی‌‌های فنیِ غالبِ کتاب‌‌های فلسفی است، البته طبیعی است که وقتی به سراغ فیلسوفان پیچیده می‌‌رود، بحث سنگین‌‌تر می‌‌شود. از این‌‌رو می‌‌توان گفت که کتاب حتی برای کسانی که آشنایی چندانی به مباحث فلسفی ندارند، می‌‌تواند کاملاً مفید باشد. در ضمن، نویسنده با وجودی که مسیحی معتقدی است، جانب اعتدال و بی‌‌طرفی را رعایت کرده است. البته شاید اشکالاتی هم به کتاب وارد باشد، مانند اینکه سخنی در آن از فلسفۀ دوران پدران اولیۀ کلیسا گفته نشده و بلافاصله آگوستین در صحنه ظاهر می‌‌شود و یا اینکه از دورۀ پیش‌‌سقراطیان سخنی به میان نیامده. از افلاطون و ارسطو و پلوتینوس هم نویسنده بسیار به‌‌اجمال یاد کرده و گذشته، در مورد اخیر شاید تنها چند سطر نوشته است. حال آنکه بدون توجه به این فیلسوفان، چندان نمی‌‌توانیم تعامل یا تقابل فلسفۀ قرون وسطیٰ را با فلسفۀ یونان درک کنیم. از این گذشته، نویسنده با اینکه کوشیده تا جانب اعتدال را رعایت کند، در مواردی قضاوت‌‌های کلی و یک‌‌طرفه‌‌ای کرده. این نکته به‌‌خصوص در ارزیابی‌‌های او از فلسفۀ کانت پیداست. از اینها که بگذریم، این کتاب را شاید بتوان اولین اثر جامعی در زمینۀ فلسفه و ایمان مسیحی دانست که از یک اندیشمند پروتستان به فارسی ترجمه شده است. جای خوشحالی است که ویراست جدید این اثر با کیفیتی مطلوب در دسترس خوانندگان علاقه‌‌مند به این نوع کتاب‌‌ها قرار می‌‌گیرد.

تفسیر کتاب‌مقدس/تورات

تفسیر کتابمقدس/تورات
نویسنده: دی. ای، کارسون، آر، تی، فرانس،
جِی آ. موتیِر، جی. جِی. وِنهام
مترجم: آرمان رُشدی
انتشارات ایلام
شابک ۳-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۱۶-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۰۸۱۹۶-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۷۸
بها: ۵۰‏/۸ پوند
 
برای مترجم این کتاب جای مباهات بسیار دارد که مؤسسۀ ایلام و خصوصاً جناب کشیش سام یقنظر، مدیر این مؤسسه، افتخار ترجمۀ نخستین تفسیر یکجلدی و پژوهشگرانۀ کتابمقدس را نصیب اینجانب ساختند. از این بابت نهایت قدردانی را از ایشان بهعمل میآورد.
در غرب تفسیرهای بسیار متعددی برای کتابهای کتابمقدس وجود دارد که بسیاری از آنها تفسیر هر کتاب از کتابمقدس را ارائه میدهند، و بعضی نیز یکجدلی هستند. در میان تفسیرهای یکجلدی به زبان انگلیسی، شاید کتاب NewBibleCommentry (تفسیر کتابمقدس/ویراست جدید) در محافل اونجلیکال (مسیحیانی که به الهامی بودن تمامیت کتابمقدس اعتقاد دارند) محبوبیت بیشتری در میان انگلیسیزبانان داشته باشد.
اما در زبان فارسی، کتابهای زیادی در زمینۀ تفسیر کتابمقدس موجود نبوده است. در نیمۀ اول قرن بیستم، تفسیرهایی به قلم زندهیاد، دکتر ویلیام میلر، انتشار یافت که اکنون دیگر در دسترس نیستند. در سه دهۀ اخیر، با جدیتر شدن فعالیتهای انتشارات مسیحی فارسیزبان، کتابهای تفسیر چندی به زینت طبع آراسته شدند که هر یک عمدتاً به تفسیر یکی از کتابهای کتابمقدس پرداختهاند و عمدتاً کتابهای درسی مؤسسۀ مکاتبهای گلوبال یونیورسیتی هستند. دو کتاب تفسیر ارزنده نیز، یکی بر عهدجدید و دیگری بر تمام کتابمقدس انتشار یافتهاند که جنبۀ کاربردی دارند، یعنی به نیازهای روحانی و روزمرۀ مؤمنین میپردازند.
لذا جای خوشوقتی فراوان است که ترجمۀ فارسی NewBibleCommentary آغاز شده است. در این کتاب تفسیر، آیه یا مجموعهای از آیات مورد تفسیر جدی و پژوهشگرانه قرار گرفته و تا حد امکان، مفهوم کلمات مهم و ریشۀ آنها در زبانهای اصلی بررسی شده است. این کتاب دارای سه مقدمه است که اولی به بحث در بارۀ نحوۀ نگرش ما به کتابمقدس میپردازد و دومی تاریخ آن را بررسی میکند. همچنین مقدمهای مهم بر تورات موسی ارائه شده است. (ما در ترجمۀ فارسی از تفسیر تورات، بررسی تاریخی را نگنجاندهایم و آن را برای انتشار در ویراست نهایی تمام کتاب نگاه داشتهایم.)
گرچه این کتابِ تفسیر در زبان انگلیسی، در یک جلد انتشار یافته، اما در فارسی، در مرحلۀ نخست، تفسیر تورات موسی، یعنی پنج کتاب اول از کتابمقدس تقدیم خوانندگان فارسیزبان میگردد، به این امید که ترجمۀ بقیۀ کتاب نیز بهسرعت انجام پذیرد، و دیری نپاید که شاهد انتشار تفسیر تمام کتابهای کتابمقدس باشیم. 



−−−−−−−−−−−−−−−−

قیمت: ‏۸٫۵۰ پوند
(به انضمام هزینه پست و بسته‌بندی)
نحوۀ سفارش
آدرس پست الکترونیکی:
publications@elam.com
(لطفاً آدرس پستی خود را در نامه الکترونیکی ذکر کنید)
سفارش از طریق کتاب‌فروشی آنلاین:

تفسیر کتاب‌مقدس

(تورات)
تلفن اروپا/آسیا: ۹۵۱ ۵۲۰ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
فکس: ۷۰۷ ۴۲۷ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
آدرس پستی:
Elam Publications
P.O.Box 75, Godalming, Surrey, GU8 6YP, UK

خدا بر صلیب؟


خدا بر صلیب؟
نویسنده:آلیستر مک‌‌گراث
مترجم: نادر فرد
انتشارات ایلام
شابک ۸-‏‏‏‏‏‏‏۲۴-‏‏‏‏‏‏‏۹۰۸۱۹۶-‏‏‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏‏‏۹۷۸
بها: ۵ پوند
م. مشکور
آلیستر مک‌‌گراث که در سالیان گذشته کتاب‌‌های ارزشمندی از او به زبان فارسی ترجمه شده، نامی آشنا برای خوانندگان است، بخصوص خوانندگانی که علاقه‌‌مند به آثار عمیق و عالمانه در زمینۀ الاهیات و اندیشۀ مسیحی هستند. البته، عالمانه و عمیق را نباید به معنی سنگین و غیرقابل‌‌فهم و خسته‌‌کننده تعبیر کرد. یکی از هنرهای مک‌‌گراث اینست که نثر بسیار شیرینی دارد و ثقیل‌‌ترین موضوعات را طوری تشریح می‌‌کند که انگار در حال روایتِ داستانی جذاب است. از دیگر هنرهای مک‌‌گراث اینست که غالباً به موضوعاتی که برای کتاب‌‌های خود انتخاب می‌‌کند، احاطۀ بسیار دارد، به‌‌گونه‌‌ای که هم می‌‌تواند صدها صفحه دربارۀ آنها بنویسد و هم آنکه اهم نکات را به‌‌ خلاصه‌‌ترین شکل ممکن ارائه دهد. البته خلاصه‌‌گویی داریم تا خلاصه‌‌گویی، بسا که شخص ناواردی «موجز» را با «مُثله» اشتباه بگیرد و طوری از سَر و تَه مطالب بزند که در پایان کار، کتابی مختصر و نامفید به دست خوانندگان دهد. مک‌‌گراث چنین نیست. چنان بر مطلب احاطه دارد که جا و مقام هر نکته و مطلبی را بخوبی می‌‌داند و نیک واقف است که در کتابی با این حجم، چه چیزی را بگوید و از گفتن چه چیزهایی درگذرد تا حاصل کار، کتابی مختصر و البته مفید باشد. کتابی که ترجمۀ فارسی آن اکنون در دسترس خوانندگان قرار می‌‌گیرد، بی‌‌تعارف، در عین اجمال کاملاً مفید است.
همچنانکه مک‌‌گراث خود می‌‌گوید، صلیب به حقیقتی ذاتاً متکثر اشاره دارد. آنرا نه یک معنی و مفهوم است و نه یک راه برای تشریح و تببین آن وجود دارد؛ صلیب به نوری می‌‌مانَد که هرگاه از منشور اندیشه عبور می‌‌کند، هفت‌‌رنگِ معنای آن بر اندیشنده آشکار می‌‌شود، هر رنگ و هر معنایی از آن نیز به جنبه‌‌ای از زندگی و درماندگی انسان پاسخ می‌‌گوید. صلیب از یک جنبه‌‌، پیروزی خداست و از جنبۀ دیگر شراکت الاهی در رنج‌‌های انسان است، هم بهای رهایی انسان را می‌‌پردازد و هم راهِ زیستن را به او می‌‌‌‌آموزد. ارزش آن تنها به این نیست که «نماد» و «نمودی» از حقیقت است، بلکه خودش حقیقت است، فقط حقیقتی را به ما نشان نمی‌‌دهد بلکه تحت تأثیر نیروی واقعی آن، زندگی ما را به شکل عینی و واقعی تغییر می‌‌دهد. مک‌‌گراث به آنچه اختصاراً در اینجا آمد، مفصلاً در این کتاب پرداخته است و با آنکه کتاب اندکی متجاوز از صد صفحه است، خواننده با انبوهی از نکات و اندیشه‌‌ها در آن روبرو می‌‌شود که نه تنها بر دانش او دربارۀ صلیب می‌‌افزاید بلکه بینش او را نیز غنی می‌‌سازد و صد البته، اثری پالاینده بر روح و روان او باقی می‌‌گذارد. مک‌‌گراث در این کتاب نه تنها به رخداد تصلیب، بلکه همچنین به واقعۀ رستاخیز می‌‌پردازد و با توضیحات روشنگر خود، ربط این دو رخداد محوری در ایمان مسیحی، یعنی صلیب و رستاخیز را برای خواننده کاملاً باز می‌‌کند. مثال‌‌هایی که نویسنده کتاب را به آنها مزین کرده، بجا و روشنگر هستند و موضوعاتِ انتزاعی را به شکلی ملموس به خواننده انتقال می‌‌دهند. در ضمن، مک‌‌گراث خواننده را بلاتکلیف نمی‌‌گذارد بلکه در خلال بحث‌‌های روشنگر خود، نکاتی عملی نیز بیان می‌‌دارد. مک‌‌گراث این کتاب را گویی از منظر یک راوی نوشته است، و همچنان که روایت تأثیرگذار خود را از صلیب پیش می‌‌برد، نکته‌‌ای را مبهم و بی‌‌توضیح نمی‌‌گذارد. از پانویس‌‌های مؤلف کاملاً آشکار است که او آنچه را پیشینیان و معاصرانش دربارۀ صلیب گفته و می‌‌گویند، از نظر دور نداشته و چنین نیست که بدون تأمل در این آثار، کتابی تنها شامل نگرش‌‌ها و دریافت‌‌های خودش دربارۀ صلیب، به نگارش در آورده باشد. البته نه مک‌‌گراث ادعا دارد که کتاب او خوانندۀ علاقمند را از پی‌‌جویی و مطالعۀ بیشتر دربارۀ این موضوع بی‌‌نیاز می‌‌سازد و نه خواننده را رواست که به همین یک کتاب بسنده کند. اما اینکه خواننده در آغازِ راه خود برای فهم و تحقیق بیشتر به سراغ چه کتابی می‌‌رود نیز بسیار مهم است. قطعاً این کتاب اگر به همۀ سؤال‌‌های خواننده پاسخ نگوید، لااقل او را در مسیر درستی برای رسیدن به پاسخ‌‌های مطلوب قرار می‌‌دهد.
به مترجم محترم کتاب، آقای نادر فرد به خاطر حُسن انتخاب او از نظر موضوع و مؤلف و همچنین زحمتی که بابت ترجمۀ اثری چنین مهم و حیاتی بر خود هموار کرده است، باید آفرین گفت. خواندن این کتاب ارزشمند را به خوانندگانی که می‌‌خواهند درک عمیق‌‌تر و روشن‌‌تری از موضوع صلیب داشته باشند، توصیه می‌‌کنیم.
 


−−−−−−−−−−−−−−−−

قیمت: ‏۵ پوند
(به انضمام هزینه پست و بسته‌بندی)
نحوۀ سفارش
آدرس پست الکترونیکی:
publications@elam.com
(لطفاً آدرس پستی خود را در نامه الکترونیکی ذکر کنید)
سفارش از طریق کتاب‌فروشی آنلاین:

خدا بر صلیب؟

تلفن اروپا/آسیا: ۷۹۱۳۶۰ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
فکس: ۷۰۷ ۴۲۷ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
آدرس پستی:
Elam Publications
P.O.Box 75, Godalming, Surrey, GU8 6YP, UK

کتاب‌مقدس، ترجمۀ هزارۀ نو





«‌خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما. این نخستین و بزرگترین حکم است.» انجیل متی ۲۲:‏۳۴

بار دیگر انوار لطف الاهی بر کشور عزیزمان ایران و هموطنانِ فارسی‌زبان تابید و اکنون درخشش آن را در ظهور ترجمۀ نوینی از کتاب‌مقدس نظاره‌گریم. ترجمۀ "هزارۀ نو" حاصل کار و تلاش جمعی از مترجمین، ویراستاران و محققین مسیحی ایرانی و مشاورین بین‌المللی زبان‌های عبری و یونانی است و تهیۀ آن دو دهه به طول انجامید.

"هزارۀ نو" دقیق‌ترین ترجمۀ فارسیِ کتاب‌مقدس است که در تهیۀ آن از بهترین منابع زبان‌شناسی، تخصصی و فنی موجود در جهان استفاده شده است. این ترجمه برای مطالعه، تهیۀ دروس تعلیمی، موعظه و تحقیق و بررسی مناسب‌ترین و دقیق‌ترین منبع در زبان فارسی است.

امید و آرزوی دست‌اندرکاران تهیۀ "هزارۀ نو" آن است که این ترجمه مایۀ برکت و غنای هرچه بیشتر کلیسای ایران و عموم فارسی‌زبانان جهان شود. 
جای آن دارد که خدا را برای این موفقیت و برکت عظیم شکرگزار باشیم، همو که کلامش همواره روشنگر راه حق‌جویان بوده است. 

  
−−−−−−−−−−−−−−−−
 قیمت: ۱۲ پوند
 (به انضمام هزینه پست و بسته‌بندی)

نحوۀ سفارش
آدرس پست الکترونیکی:
publications@elam.com
(لطفاً آدرس پستی خود را در نامه الکترونیکی ذکر کنید)

سفارش از طریق کتاب‌فروشی آنلاین:

کتاب‌مقدس، ترجمۀ هزارۀ نو


 تلفن اروپا/آسیا: ۹۵۱ ۵۲۰ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
فکس: ۷۰۷ ۴۲۷ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴

آدرس پستی:
Elam Publications
P.O.Box 75, Godalming, Surrey, GU8 6YP, UK

نامه‌هایی به خدا

نامه‌هایی به خدا (Letters to God)                                               
کارگردان: دیوید نیکسون
نویسنده فیلمنامه: پاتریک داگتی
محصول ۲۰۱۰ آمریکا
 
ظهور موج جدیدی از تولید و پخش فیلم‌های مسیحی در سالیان اخیر را باید تا اندازه زیادی مرهون تلاش‌های شخصی دانست به نام دیوید نیکسون -‏‏‏‏ کارگردان و تهیه‌کننده‌ای که نامش به‌خاطر فیلم‌هایی که با مضامین مسیحی ساخته است بر سر زبان‌هاست. دیوید نیکسون در سیدنی استرالیا به دنیا آمد. از آنجا که والدینش ایماندارانِ مؤمنی بودند، در فضایی مسیحی رشد کرد و به شهادت خودش در مقطعی از این رشد تولدتازه را نیز شخصاً تجربه نمود (والدین دیوید بنیانگذار یک مؤسسه خدماتی مسیحی در سیدنی هستند و اکنون نیز با وجود کهولت سن همچنان به بشارت پیام انجیل ادامه می‌دهند). نیکسون در دانشگاه الاهیات مسیحی خواند، ولی همیشه آرزو داشت فیلمساز شود و فیلم‌هایی با مضامین مسیحی بسازد. طولی نکشید که او با کمک دیگر مسیحیان دست به کار تولید چنین فیلم‌هایی شد، و در کشورهایی چون روسیه، هندوستان و چندین کشور اروپایی فیلم‌های مستند مسیحی ساخت. فعالیت حرفه‌ای نیکسون با ساخت فیلم "رویارویی با غول‌ها" (Facing the Giants) آغاز شد که فروش نسبتاً خوبی داشت. اما وی تنها پس از ساخت فیلم “ضدآتش” (Fireproof) در سال ۲۰۰۸ بود که به محبوبیت فراوان دست یافت. ساخت این فیلم باعث شد کمپانی معروف فیلمسازی “سونی” برای ساخت سه فیلم با او قرارداد ببندد. نیکسون در فیلم “ضدآتش” به بررسی بحران طلاق پرداخت. در این فیلم صبر و بخشش مسیحی باعث جلوگیری از فروپاشی خانواده‌ای بحران‌زده می‌شود. این فیلم نه تنها مسیحیان، بلکه غیرمسیحیان زیادی را نیز تحت تأثیر قرار داد. کسانی که در تولید و ساخت این فیلم به نیکسون کمک کردند هم افراد حرفه‌ای بودند و هم اعضای ساده‌دل و وفادار کلیسایی که نیکسون عضو آن بود. فروش ۳۳ میلیون دلاری فیلم نشان داد که فیلم‌های مسیحی چنانچه به‌خوبی ساخته شود علاقمندان فراوان دارد و با استقبال مردم روبرو خواهد شد.
هدف دیوید نیکسون در فیلم‌هایش، به تصویر کشیدنِ نقش ایمان و محبت مسیحایی در زندگی روزمره مردم است. او معتقد است که سینمای هالیوود تکنیک‌های سینمایی، جلوه‌های ویژه و فروش بلیط سینما را چنان در اولویت قرار داده که برای ایمان مسیحی و ارزش‌های والای انسانی هیچ گونه مجال عرضِ اندامی باقی نمی‌ماند. برعکس، وی بر این باور است که فیلم ابزار بسیار نیرومندی در انتقال پیام مسیحیت است و باید این رسالت را جدی‌تر بگیرد. از نظر نیکسون، مردم دردمند دنیای امروز تشنۀ ابزارهای سودمندی چون فیلم‌‌های مسیحی هستند که بتواند بر زندگی آنها تأثیر مثبت بگذارد و در قلب‌شان بذر ایمان، امید و محبت بنشاند. او در جایی می‌گوید: «فیلم‌های سینمایی در واقع مَثَل‌هایی نوین (modern parables) هستند. درست مانند عیسی که به‌صورت مَثَل و حکایت صحبت می‌کرد و مفاهیم عمیق پادشاهی خدا را از این طریق به مردم منتقل می‌نمود. انسان با درکِ مَثل، قلبش لمس می‌شود. کسی که در زندگی هرگز قدم به کلیسا نمی‌گذارد، حاضر است به مدت دو ساعت در سالنی تاریک بنشیند و با تماشای فیلم، به پیامی مشخص گوش فرا دهد. فیلم ابزار بشارتیِ شگفت‌انگیزی است. اما قصد من صرفاً موعظه نیست، بلکه می‌خواهم احساس روحانیِ اشخاص را برانگیزانم.»
“نامه‌هایی به خدا” اولین فیلمی است که نیکسون برای کمپانی مشهور سونی ساخته است. منتقدین زیادی فیلم را به نقد کشیده‌اند و غالباً آن را بسیار کلیشه‌ای، شعارگونه و تبلیغی دانسته‌اند. برخی نیز کارگردان فیلم را از این جهت که با دخالت دادن ایمان مسیحی در فیلم طیف مخاطبین خود را به‌طرز قابل‌ملاحظه‌ای کاهش داده، مورد نکوهش قرار داده‌اند. اما نیکسون معتقد است که ما باید شهامت این را داشته باشیم که پیام خالص و نابِ مسیحی را به‌صورتی مستقیم و صریح معرفی کنیم.
البته در دنیایی که به‌صراحت اعلام داشتنِ ایمان مسیحی نکوهش می‌شود و حتی حمل صلیبی بر گردن در محل کار تبلیغ به حساب می‌آید و دعا کردنِ پرستاری مسیحی برای شخصی بیمار به اخراج او از محل کار می‌انجامد، نباید تعجب کرد که بر فیلم‌های نیکسون نیز برچسب دُگم‌اندیشی و انحصارطلبی زده شود. جهانِ بی‌اعتنا به خدا، از مسیحیان انتظار دارد پیام‌شان را همواره در لفافه و به‌صورت تلویحی بیان کنند، مبادا به کسی بربخورد و پلورالیسم دینی زیر پا گذاشته شود. دنیایی که از مسیح نفرت دارد، پیروان او را به پنهان‌کاری فرا می‌خواند و انتظار دارد مفاهیم مسیحی تا حد امکان کم‌رنگ جلوه داده شود و از محدودۀ چهاردیواریِ کلیسا تجاوز نکند.
فیلم “نامه‌هایی به خدا” چنین طریقی را برنگزیده و به قول بعضی از منتقدین، به خاطر همین رُک‌گویی طیف وسیعی از مخاطبین خود را از دست داده است. اما کارگردانِ فیلم معتقد است که باید در این راه حاضر به پرداخت بها بود، زیرا ساخت فیلم‌های مسیحی در جهانی که به مخالفت با مسیح و پیامش برخاسته، قدم نهادن در راهی سنگلاخی و صعب‌العبور است. او معتقد است که نباید ترسید و میدان را خالی کرد، بلکه باید اطمینان داشت که خداوند قادر است پیام خود را از طریق اینگونه فیلم‌ها برکت دهد و با قلب بینندگان صحبت کند.
 

داستان فیلم

فیلم "نامه‌هایی به خدا" بر اساس داستان واقعی کودکی هشت‌ ساله ساخته شده است به‌نام تایلور (Tyler) که مبتلا به سرطان است و ماه‌های پایانی عمرش را سپری می‌کند. تایلور پدرش را از دست داده و با مادر، برادر و مادربزرگش زندگی می‌کند که مسیحی معتقدی است. موضوع بیماری تایلور این خانواده را در غم و اندوه فرو برده و تمامی زندگی‌شان را تحت‌الشعاع قرار داده است. تایلور پسرک باایمانی است که خدا را بهترین دوست مکاتبه‌ای خود و یگانه دوست حقیقی می‌داند. او تقریباً هر روز در خلوت به خدا نامه می‌نویسد و آنچه را در دل دارد خطاب به او بر روی کاغذ می‌آورد. این نامه‌ها از قضا به دست پستچی محل می‌رسد که به‌خاطر اسارت به الکل به تازگی از همسر و پسر خردسالش جدا شده است و زندگی به هم ریخته‌ای دارد. پستچی که نمی‌داند با این نامه‌ها چه کند، سرانجام کنجکاو می‌شود آنها را بخواند و در اثر خواندن همین نامه‌ها رفته رفته زندگی‌اش دگرگون می‌شود. دوستی جالبی نیز که بین پستچی و پسر و خانواده‌اش به وجود می‌آید، به ایجاد این تغییر کمک می‌کند. او سپس تصمیم می‌گیرد با پخش تعداد زیادی از این نامه‌ها در بین همکاران خود، آنان را نیز به خواندن این نامه‌ها ترغیب کند تا از تأثیر دگرگون‌کنندۀ آن محروم نمانند. تایلور عاقبت در بستر بیماری و در حالی که دوستان و اعضای خانواده‌اش بر بالین اویند چشم از جهان فرو می‌بندد، و فیلم با شهادت دوستان و اطرافیان تایلور که از طریق مصاحبت با او یا خواندن نامه‌های او به مسیح ایمان آورده‌اند به پایان می‌رسد.
شاید انتظار بسیاری از تماشاگران مسیحی فیلم این بود که پسر در پایان شفا می‌یافت تا پیام بشارتی فیلم قوی‌تر شود. اما با نگاهی دقیق‌تر به جزئیات فیلم درمی‌یابیم که چرا کارگردان فیلمنامه را با چنین پایانی جلوی دوربین برده است. این فیلم بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است، و در واقع نویسنده فیلمنامه کسی نیست جز پدرِ واقعی آن پسر که نامه‌های کودک خردسالش به خدا را پس از مرگ او در میز اتاقش پیدا می‌کند. آری، دفتر خاطرات پسری که در سال ۲۰۰۵ می‌میرد تبدیل به فیلمنامه‌ای می‌شود که با همکاری پدر کودک و فیلمساز ماهری چون دیوید نیکسون پنج سال بعد به‌صورت فیلم درمی‌‌آید.
پیام‌های روحانی زیادی را از این فیلم می‌توان دریافت نمود. من در اینجا نکاتی را که شخص خود مرا به فکر فرو برد در سه بخش خلاصه می‌کنم:
 

تأثیر بر دیگران

شاید مهم‌ترین پیام فیلم این باشد که ما مسیحیان نامه‌های زنده‌ای هستیم که مردم را با محبت مسیح آشنا می‌کنیم. بی‌جهت نیست که فیلم با این آیه زیبا خاتمه می‌یابد: «شما نشان داده‌اید که نامۀ مسیح هستید... نگاشته نه با مرکب، بلکه با روح خدای زنده، و نه بر لوح سنگی، بلکه بر لوح دل‌های گوشتین» (دوم قرنتیان ۳: ۳). انسان جزیره‌ متروکی نیست که به حال خود رها شده باشد. زندگی هر شخص تنها به خودش خلاصه نمی‌شود، بلکه انسان بخش اعظم زندگی‌اش را در ارتباط با دیگران می‌گذراند. هر یک از ما می‌تواند تأثیری شگرف بر دیگران بر جای نهد، چه مثبت و چه منفی. "نامه‌هایی به خدا" تأثیر مثبت تایلور بر انسان‌های پیرامونش را به تصویر می‌کشد: زندگی بحران‌زدۀ شخصی چون پستچیِ محل در نتیجۀ ارتباط با تایلور دگرگون می‌شود، خودِ پستجی نیز به نوبه خود می‌کوشد بر زندگی دیگران تأثیر مثبت بگذارند. حتی همکلاسیِ تایلور نیز در نتیجه مصاحبت با او، پس از مرگ تایلور به خدا می‌گوید که مسیح را در قلب خود پذیرفته است. تایلور که از نگاه دنیا امیدی برایش نیست، امیدبخشِ اطرافیانش است. چگونه است که کودکی محکوم به مرگ می‌تواند چنین امیدوارانه به زندگی بنگرد، در حالی که شخص سالم و شاغلی همچون پستچی در پی آن است که زندگی خود را با الکل به‌تدریج تباه کند؟ این سؤالی است که سازنده فیلم امیدوار است بینندگانش پس از تماشای فیلم از خود بپرسند.
خیلی از مواقع انسان‌ها از قدرت تأثیر خود بر دیگران غافلند. اما خالق ما از این امر باخبر است، و اگر به او اجازه دهیم می‌تواند از زندگی ما به‌عنوان ابزاری مناسب جهت تأثیر گذاشتن بر دیگران استفاده کند. آنچه مهم است نه شرایط ما، بلکه خدایی است که شرایط ما را وسیله‌ای می‌سازد تا از این طریق دیدگاه‌های نادرست و انگیزه‌های پوشالی انسان‌های درونِ جامعه ما را به چالش می‌کشد و آنها را به سوی خود می‌خوانَد. شاید بارها شخصی برکتی را که از زندگی دیگران یافته با ما در میان نهاده است. یا شاید هم پای صحبت شخصی نشسته‌ایم که از دیگران ضربه خورده و زخمی شده است. هم از برکت‌ها می‌شنویم و بنا می‌شویم و هم پای درد دل‌ها می‌نشینیم و دیگران را تسلّی می‌دهیم، و همه اینها نشان می‌‌دهد که هیچ کس از قانون تأثیرگذاری مستثنی نیست.
خداوند فیض بخشد که این تأثیر را جدی بگیریم و نمونه‌ای از خود بر جای گذاریم که باعث بنا، برکت و تشویق دیگران باشد. پولس رسول در نامه به دوستش فیلیمون می‌نویسد: «محبت تو مرا سخت شاد و دلگرم کرده است، چه تو به دل‌های مقدسان طراوت و تازگی بخشیده‌ای» (فیلیمون ۷). و همچنین خطاب به کلیسای تسالونیکی می‌نویسد: «شما برای همۀ ایمانداران مقدونیه و اخائیه سرمشقی بر جای گذاشتید، زیرا کلام خداوند به‌واسطۀ شما نه تنها در مقدونیه و اخائیه طنین افکند، بلکه ایمان شما به خدا در همه جا بر سر زبان‌هاست، آن‌گونه که دیگر نیازی نیست ما چیزی بگوییم» (اول تسالونیکیان ۱:‏۷-‏‏‏‏۸). آری، ما نامه‌های زندۀ خدا هستیم.
 

پرهیز از شعارهای غیر واقع‌گرایانه

کسانی که شعارگونه بودنِ چنین فیلمی را به‌عنوان ضعف عمده‌اش مطرح می‌کنند، با تماشای دقیق فیلم متوجه خواهند ‌شد که اتفاقاً این فیلم از شعارهای غیرواقعی می‌پرهیزد. فیلم احتمالاً به مذاق آن دسته از مسیحیانی که بجای متمرکز شدن بر خدای شفادهنده تنها بر شفا تمرکز می‌کنند چندان خوشایند نخواهد آمد. ممکن است بر فیلم ایراد بگیرند که چرا بر شفای الاهی تأکید نکرده است. اما اتفاقاً نقطۀ قوت فیلم در همین است که به جای تمرکز بر شفا، بر رابطه شفافی که بین پسر و خدای شفادهنده وجود دارد تأکید گذارده است. انتظار ما از پسری که در واپسین روزهای زندگی‌اش قرار دارد این است که شخصی ناامید، افسرده و بدخُلق باشد و همه چیز، حتی خدا را، به محاکمه بکشد. ولی او چنین نگرشی ندارد. اتفاقاً او از همه آرام‌تر است و بیشتر مواقع لبخند بر چهره‌ دارد. فیلمنامه‌نویس در نگارش داستان زندگی تایلور نخواسته است اغراق کند و تصویری ملکوتی و فوق‌روحانی از کودک ارائه دهد، بلکه به گواهی پدرِ واقعی تایلور، پسر واقعاً چنین بوده است. فیلم می‌کوشد در وهلۀ نخست رابطه با خدا را برجسته‌تر سازد، زیرا رابطه صمیمانه با خدا بالاترین تسلّی است که می‌توان برای شخصی دردمند تجویز ‌کرد. حتی شفا و معجزات نیز نباید جای چنین رابطه صمیمانه‌ای با خدا را بگیرد.
زندگی تایلور همچون نسیم فرح‌بخشی است بر چهرۀ افرادی که بیمار و رنجورند. شاید همه ما از سرطان رنج نبریم، ولی مطمئناً هر کدام از ما از تجربیات تلخ و دردناکی عبور می‌کنیم که جزء جدایی‌ناپذیرِ زندگی است. داستان زندگی تایلور به ما کمک می‌کند که با واقعیات زندگی، هر قدر هم تلخ، برخوردی درست و معقولانه داشته باشیم و بجای شکایت و سر دادنِ فریاد بی‌عدالتی، تمرکز خود را معطوف رابطۀ صحیح با خدا سازیم و بدانیم که می‌توان حتی در بدترین شرایط، روحیه آرامی را که مسیح به ما داده است حفظ کنیم و باعث جلال خدا و برکت اطرافیان‌مان باشیم.
 

ارائۀ تعریفی واقعی از دعا

دعا دقیقاً چیست؟ من اغلب می‌شنوم که افراد می‌پرسند: «چگونه باید دعا کرد؟ خدا بسیار بزرگ است و منِ حقیر چه می‌توانم به او بگویم؟» و یا اینکه: «من در جمع نمی‌توانم دعا کنم چون ادبیات خوبی ندارم و ممکن است مورد تمسخر دیگران قرار گیرم». فیلم "نامه‌هایی به خدا" خلوص و سادگی دعا را به بیننده خاطرنشان می‌سازد. دعا نه ادای کلماتی فاخر و رسمی و پیچیده، یا بیان جملاتی تکراری به زبانی بیگانه، بلکه گفتگویی دوستانه و صمیمانه با خداست. باید از دعا لذت برد و خود را محتاج بدان دید، نه اینکه آن را به مراسمی خسته‌کننده و تشریفاتی که صرفاً ادای وظیفه است تبدیل کرد.
نامه‌های تایلور بهترین نوعِ دعاست. او در این نامه‌ها با همان زبان دوستانه و بی‌پیرایه‌ای که در گفتگو با هم‌کلاسی یا مادرش به کار می‌گیرد، با خدا صحبت می‌کند. تایلور ساعت‌ها فکر نمی‌کند تا کلمات قشنگی بیابد و آنگاه صحبت کند، بلکه به سادگی قلم را به دست می‌گیرد و از وقایعی که روزانه با آن درگیر است می‌گوید. از فوتبال می‌نویسد که به آن عشق می‌ورزد، از پستچی که با او دوست شده است، از برادرش که احساس می‌کند در خانه دیده نمی‌شود، و از تنهایی مادرش که به یک مونس خوب نیاز دارد. جالب است که تایلور از بیماری خود سخنی نمی‌گوید، تقاضای شفا نمی‌کند و شکایتی از دیگران یا از وضعیت خود ندارد. در نامه‌های او اثری از تلخی و لعن و نفرین دیده نمی‌شود. فیلم به بیننده یادآور می‌شود که اتفاقاً در شرایط تلخ و اندوهبار زندگی است که باید بیش از هر زمان دیگر با خدا صحبت کرد. داشتن چنین ارتباط زنده‌ای بارهای زندگی را سبک می‌سازد و به انسان انگیزه و توانِ حرکت به جلو را می‌دهد. خدای ما خدایی نیست که نسبت به شرایط ما بی‌تفاوت باشد. او همیشه در کنار ماست، به‌ویژه در بحران‌ها. این ما هستیم که باید در هر وضعیتی نسبت به او وفادار و امین باقی بمانیم، دعا وسیلۀ خوبی است برای حفظ این ارتباط.
 
فیلم "نامه‌هایی به خدا" شاید از لحاظ تکنیک‌های سینمایی چندان خیره‌کننده نباشد و بیننده‌ را به هیجان و وحشت نیندازد، ولی از بطن واقعه‌ای تلخ پیامی دلگرم‌کننده بیرون کشیده است -‏‏‏‏ پیامی که دنیای دردمند ما سخت بدان محتاج است. تردید نیست که خدا امروز هم قادر است معجزه کند و بیماران را شفا بخشد، اما این را نیز باید پذیرفت که در خیلی موارد ارادۀ او این نیست که شخص شفا ‌یابد. مهم این است که بتوانیم با حفظ اعتماد بر او، برخورد درستی با عدم تحقق شفا داشته باشیم و حتی در رنج و بیماری، آرامش و ایمان خود را به خدا از دست ندهیم بلکه چون تایلور تا به آخر شاهدی امین برای او باشیم.

خانم روت راجرز،

خانم روت راجرز، اشتیاق و عطش فراوانی دارد که با صدای خود خداوند را جلال دهد و اینک با استعدادی که خداوند به او عطا کرده است سرودهای زیبایی را به فارسی تقدیم کلیسای فارسی‌زبان می‌کند.

شما میتوانید نمونه  هایی از این سرودها رو در قسمت سرودها ببینید و بشنوید